۱۳۹۱ دی ۴, دوشنبه
۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه
جنگندهء کوچک صبور من
همه چیز را
در درون خود هضم کن.
درد را،
بگیر، ببلع، در درون خود متلاشی کن. زخم را، مراقبت کن، درمان بخش.
نایست.
تسلیم نشو. ادامه بده.
به صورتت
می زنند. با مشت. محکم. خم میشوی. در هم می شکنی. زود خودت را جمع کن. استوارتر از
گذشته بایست.
شکست را،
نپذیر.
دلزده گی
را، نپذیر.
بدبینی را،
نپذیر.
منفی بافی
را از هم بپاش. به قلعه سیاه و سنگینش حمله کن. نگذار بهانه ای برای کم کاری شود.
برای نکردن. نگذار زنجیری شود بر تخیلت.
در بدترین
چیزهایی که در مسیرت می ایند، خوبترین چیزها را جستجو کن.
پذیرا باش،
مهر را. جستجو کن، مهر را. بفهم، مهر را.
گاهی مهر،
در قالب مهر می آید، کلمات مهر آمیز، حمایت، مرهم، تشویق.
گاهی مهر،
در پوششی از زهر می آید. زهر را، پادزهر باش. مهر را، ذخیره کن.
بدان که
گاهی کافی نیستی.
ولی نگذار
این دانستن، فلجت کند. ترسنده ات کند. منکوبت کند.
بدان و پیش
برو.
نگذار هیچ
چیزی، هیچ چیزی روحیه ات را بشکند.
بجنگ. با
تمام نیرو بجنگ. با همه موانع درونی بجنگ. با ترس، با کمدلی، با تنبلی، بجنگ. هر
روز.
با موانع
بیرونی بجنگ. با کوتاه نظری، با تعصب، با کم انگاری، بجنگ.
هر روز
فرصتی برای بهتر بودن است، جنگندهء من.
فرصتی برای
از هم پاشیدن ترس، شکست دادن بدبینی..
فرصتی برای
جسارت. برای دوباره آغازیدن.
بارها می
افتی. مهم نیست. اما زیاد روی زمین نمان.
بارها زخم
میخوری. زخم های کوچک و متوالی. یا زخم های هولناک.
زخم را،
نادیده نگیر. اما نگذار زخمت، زنجیرت شود.
مقاوم باش.
محکم. متمرکز.
زنده گی به
جنگش می ارزد.
درآمدری بر خودسوزی زنان در هرات
مقدمه:
خودسوزی زنان در افغانستان پدیدهای است نو ظهور، که با انتحار وسوزاندن
آگاهانه خود در آتش همراه ميباشد. خود سوزی زنان، یک سال بعد از ایجاد دولت موقت
در سال 1383اولین بار در ساحات غربی افغانستان دیده شد و بعد از آن به سرعت در دیگر
نقاط کشور گسترش یافت. طوری که امروزه در ولایت قندهار نیز، که نظامی کاملا
مردسالار برآن منطقه حاکم است، در نیمه نخست سال 1388، 26مورد خودسوزی را شاهد
بودیم. بنا به مطالعات وزارت زنان، آمار وسيع ثبت شدهی خودسوزی زنان در هرات،
نشانه واقع شدن این عمل تنها در ولایت هرات نیست. بلکه نمایانگر گزارش خودسوزی در
این منطقه است. در سراسر افغانستان پدیدهی خودسوزی زنان مشاهده میشود. با این
تفاوت که هرگز این واقعات گزارش نمیشود و فضایی از خاموشی در دیگر نقاط کشور نسبت
به این مسئله حاکم است.
حال این سوال مطرح است که چرا و چگونه خود سوزی در میان زنان پدید آمده
است؟ چرا زنان طی بیست سال گذشته در کوران مشکلات وجنگ، دست به خود سوزی نمیزدند؟
آیا خود سوزی، نمایانگر همراهی زنان با تغییرات ایجاد شده در جامعهی افغانی است؟
آیا زنان، خواهان تطبیق وضعیت خود با وضعیت افغانستان جدید هستند؟ آیا مردان حاضر
به قبول جامعهی روبه رشد نیستند؟ آیا خودسوزی پیامد آگاهی زن افغان از حقوقش
میباشد؟
۱۳۹۱ آذر ۷, سهشنبه
فراخوان سراسری مبارزه با خشونت علیه زنان در
افغانستان
وزارت امور زنان، فراخوانی را با عنوان "بیایید که
خشونت ها را مهار سازیم" به مناسبت 25 نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
برگزار کرد.
این وزارت، تبلیغات سراسری منع خشونت علیه زنان را در شرایطی اعلام می کند که در این اواخر، آمار خشونت های گوناگون علیه زنان، به میزان نگران کننده ای افزایش یافته است.
وزرات امور زنان، همه افراد و ادارات دولتی و غیر دولتی را به سهمگیری فعال در این تبلیغات فراخوانده است.
این وزارت، تبلیغات سراسری منع خشونت علیه زنان را در شرایطی اعلام می کند که در این اواخر، آمار خشونت های گوناگون علیه زنان، به میزان نگران کننده ای افزایش یافته است.
وزرات امور زنان، همه افراد و ادارات دولتی و غیر دولتی را به سهمگیری فعال در این تبلیغات فراخوانده است.
براساس این فراخوان، هر
شخص، سازمان و اداره با ابتکارات و امکانات خود می تواند تبلیغاتی را در محل کار،
تحصیل و زندگی خود مؤثریت و قوت بیشتر بخشد.
۱۳۹۱ آبان ۲۵, پنجشنبه
مهاجرين بازگشته به وطن چه ميگويند؟

ده ها نفر از پناهجويان که اخيرا به افغانستان آمده اند در يک اردوگاه مربوط به کميساريای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، در شرق کابل مستقر شده اند. اين خانواده ها تا زمانی در اين اردوگاه باقی خواهند ماند که محلات مناسبی برای زندگی در ولايات مختلف افغانستان برای آنان تهيه شود. ظرف سالهای گذشته بيش از سه ميليون پناهجوی از پاکستان به کشورشان بازگشته اند که بر اساس گزارش ها بيشتر در وضعيت بدی در مناطق مختلف افغانستان بسر می برند. گفته می شود بسياری از پناهجويان بازگشته ، به دليل نبود امکانات کافی برای زندگی، دوباره از راه های غيرقانونی به کشورهای همسايه (ايران و پاکستان) می روند.
۱۳۹۱ آبان ۱۷, چهارشنبه
نخستین گروه زنان ارتشی افغانستان در مقر فرماندهی ارتش حوزه
غرب افغانستان در «هرات» فارغالتحصیل شدند.
به نقل از فارس، 23 تن از زنان ارتشی در ولایت هرات افغانستان پس از طی دوره آموزشی ۳ ماهه مراسم فارغالتحصیلی خود را برگزار کردند.
«تاج محمد جاهد» فرمانده ارتش حوزه غرب افغانستان در این خصوص گفت: این گروه از زنان ارتشی از این پس در بخشهای مختلف در فرماندهی ارتش هرات مشغول به کار خواهند شد.
به اعتقاد وی، فراغت اولین گروه از زنان ارتشی در حوزه غرب افغانستان، انگیزهها را برای به کار گیری و استخدام زنان در بدنه ارتش افغانستان بیشتر خواهد کرد.
تصاویر زیر مراسم فارغالتحصیلی این زنان را نشان میدهد.







به نقل از فارس، 23 تن از زنان ارتشی در ولایت هرات افغانستان پس از طی دوره آموزشی ۳ ماهه مراسم فارغالتحصیلی خود را برگزار کردند.
«تاج محمد جاهد» فرمانده ارتش حوزه غرب افغانستان در این خصوص گفت: این گروه از زنان ارتشی از این پس در بخشهای مختلف در فرماندهی ارتش هرات مشغول به کار خواهند شد.
به اعتقاد وی، فراغت اولین گروه از زنان ارتشی در حوزه غرب افغانستان، انگیزهها را برای به کار گیری و استخدام زنان در بدنه ارتش افغانستان بیشتر خواهد کرد.
تصاویر زیر مراسم فارغالتحصیلی این زنان را نشان میدهد.








۱۳۹۱ آبان ۱۴, یکشنبه
زن بودن گناه
نيست!
از ناتواني بايد هراس
داشت.
· واي! اين بدبخت دختر به دنيا آورده است!
· چيزي نگو , سياه سر است!
· زن احساساتي است!
· زن ظريف است!
· زن عاطفي است!
· زن ناقص العقل است!
· زن جنس دوم است و....
اين جملات كلیشه اي و روز مره ، به گوش همه آشنا است ومن
مي خواهم احساسم را با خواننده گان اين مطلب به ويژه زنان شريك سازم. مردانيكه نمي
توانند حضور زن را نسبت به خود شان قوي تر احساس كنند مجبورند؛ به كليشه هايي تكيه
كنند كه نه پايه علمي دارد و نه اساس قانوني! اين مهم است كه بهيشت تمام فرزندان
آدم، چه مرد و چه زن زير قدم هاي مادر است واين مادر همان زن است! ولي هر
زني، نتوانسته قدرت شگرفي كه يك زن در ذات خود دارد؛ آن را كشف كند. بنابراين ، اين
چنين زني كوشش مي كند كه رفتار و حركات مردانه را در خود تقويت نموده ؛ به نمايش
بگذارد؛ تا به آن گفته شود كه فلاني مثل يك مرد است!
متأسفانه اين گفته ها احساس شادي كاذب را در دل چنين
زناني كه از زن بودن خود احساس گناه مي كنند، بوجود مي آورد. در حاليكه زن
توانمندي لازم را در خلقت خود دارد به شرط كه خود را بشناسد.
امروز در تمام دنيا از اصل شايسته سالاري بحث مي گردد.
انسان بودن وشايسته بودن مهم است، نه اينكه جنس و جنسيت اهميت داشته باشد. طبق
تحقيقات انجام يافته؛ ماموران زن زندان "گوانتانامو" به صورت باور نكردني جزأ هايي
را به زندانيان داده اند و شكنجه هاي را براي بار اول كشف نموده اند و بالايي
زندانيان تطبييق نموده كه دور از تصورات بشر مي باشد. صد البته اين جاي افتخار
نيست. اما در كليشه ها بحث مي گردد كه زن احساساتي است، زن ظريف است، زن عاطفي
است.
هرچند اين كليشه ها ظاهر محترمانه دارند. ولي مي توان
از دو نمونه كليشه اي محقرانه هم ياد كرد كه "زن ناقص العقل است "و يا "زن جنس دوم
است".
اما حقايق موجود علي الرغم اين گونه كليشه ها ، خلاف آن
را در سراسر دنيا وتاريخ به اثبات رسانده است. پس چه ضرورت وجود دارد كه از زن بودن
خود خجالت بكشيم و يا احساس گناه كنيم. چه كسي مقام ضعف و ضعيفيت را به زن داده
است؟
تعبيرات كليشه اي ياد شده فوق ومشابه آن از نظر زنان هيچ
وقت معتبر نبوده ؛ خلاف آن در سراسر گيتي وتاريخ به اثبات رسيده است.
در مورد مردان نيز كليشه هايي وجود دارد كه بي شك عادلانه
نيست. مثال:
· مردان خشن هستند!
· مردان ظالم هستند!
· مردان احساساتي نمي باشندو ...
خير بين مردان نيز تفاوت هاي برجسته اي مشهود است. اين
بدان معني نيست كه مردان بد هستند و زنان خوب و يا بر عكس. هيچ كدام ريشه اصولي و
منطقي ندارد. زناني وجود دارد كه دور از كليشه هاي موجود شخصيت خود را تبارز داده
اند همانند زنان شكنجه گر زندانيان گوانتانامو و يا مردان كه قرباني هاي كليشه هاي
مي باشند كه در مورد شان اغراق آميز بوده است؛ مثل مرد قهرمان و نترس است؛ همه چيز
مال مرد است ؛ بايد تحت تملك وي قرار داشته باشد و هر موجودي بايد در خلقت آفرينش
به مرد خدمت كند! همين جاست كه مردان دل به دريا مي زنند و هر ريسك و خطري را مي
پذيرند ؛ كه نتايج آن بيشترين زيان و تلفات براي بشر بوده است.
اين گفته ها وموضوعات طي يك كانفرانس ملي و بين المللي
در رابطه با جندر و حقوق بشر ، نتيجه تحقيقات خانم داكتر اعزازي( داراي مدرك
دكترايي جامعه شناسی)، در چندين كشور آسيايي واروپايي است.
امروز تمام جوامع انساني به سوي شايسته سالاري پيش مي رود
: مرد ، زن وجنسيت در آن مطرح نيست و مردان نو انديش، هيچ حساسيتي منفي اي را در
راستايي رشد زنان به خرج نمي دهند. چرا كه چنين مرداني از توانمندي شان مطمئين
هستند و روحيه انساني جزءاعتقادات شان محسوب مي گردد. پس امروز كه عده اي زياد از
مردان نيز با ما درشايسته سالاري همنظرند؛ نبايد اين فرصت را از دست داد و تا جاي
ممكن از تلاش و كوشش نبايد دست كشيد وبايد زنان شايستگي لازم را در ساحات اجتماع از
خود بروز دهند.
در جامعه امروزي افغانستان هم اكنون بيش ازپيش زمينه كاري
براي زنان فعال اجتماعي مهياست.فرصت بدست آمده را بايد كه زنان براي حضور درعرصه
هاي فرهنگي،علمي وتعليم وتربيه مغتنم شمارند. معارف، دانشگاه ها، كلينيك ها،شفاخانه
ها، ادارات دولتي وملكي ونظامي برروي زنان باز است واگر ازاين فرصت هاي طلايي
استفاده نگردد؛ يكبار ديگر به تعريف ها وكليشه هاي فوق عمر دوباره داده اند.
به ياد خاطره اي مي افتم كه والي ولايت غور طي يكي از
جلسات خود خطاب به زنان حاضر در مجلس مي گويد: " چرا در ولايت كسي از زنان به حيث
كارمند حضور ندارد و كجاست خانمي كه اعلان كند كه من حاضرم با اين توانمندي فلان
پستي و يا مقامي را كسب كنم كه من حمايتش نكردم". او راست مي گفت:
ما خود ما، خود را باور نمي كنيم.
يادم است كه به عنوان گيله اي در سايت پر بار جام غور
نوشتم كه من هم به حيث خواهر تان مي نويسم لطفأ نوشته هايم را در فهرست مطالب جام
غور جا دهيد. اما جوابي را كه شنيدم ضعف را در خود احساس كردم نه در پذيرش سايت جام
غور كه يكي از سايت هاي معروف اين ولايت است گرداننده گان اين سايت از نوشته هايم
استقبال شانرا اعلام داشتند. اما من درارسال نوشته هايم كاهلي نمودم و ازآن تاريخ
چيزي را به آن ادرس نفرستادم.
براي همه خواهران اهل تلاش خوب خواهد بود كه از اين فرصت
ها و زمينه هاي موجود نهايت استفاده را نمايند.
و از زن بودن خود احساس گناه نكنند؛ چرا كه زن بودن گناه
نيست.
از ناتواني بايد هراس داشت!
نویسنده : سارا رضایی
اشتراک در:
پستها (Atom)


